تبلیغات
END وبلاگ - بهنوش بختیاری 

منوی اصلی

  صفحه نخست
انجمنهای تخصصی
ایمیل به مدیر
اتاق چت وبلاگ
موتور جستجوی وبلاگ
درج در عـلاقه مندیـها
تبدیل به صفحه خانگی
ذخیره کردن این صفحه
خروج از وبلاگ

نویسندگان سایت

 

موضوع مطالب

 

دوستان

 


آرشیو سایت

 

بهنوش بختیاری ¦ مصاحبه و بیوگرافی ,
 

 

مصاحبه با بهنوش‌ بختیاری بزرگ‌ترین هدیه الهی است كه باعث آرامش روح می‌شود 



مجموعه‌های طنز از اوایل دهة 70 جای ثابتی در برنامه‌های تلویزیونی پیدا كرد . در سال 72 مجموعه طنز ساعت خوش محل شكوفایی بسیاری از بازیگران توانمند در این عرصه بازیگری بود. در ابتدای این حركت مجموعه‌ها و برنامه‌های طنز به صورت داستان‌های كوتاه و رساندن دید بیننده به مشكلات جامعه ساخته می‌شدند . از آنجایی كه طنز زبان ساده‌ایی دارد بسیاری از مشكلات و حقایق زندگی به صورت طنز و برنامه‌های كمدی به مردم نشان داده می‌شد و مردم هم استقبال خوبی از این برنامه‌ها نشان می‌دادند .
چه بسا كه خیلی از بازیگرانی كه در نقش‌های جدیدی و چه بسا منفی ایفای نقش می‌كردند وارد بازیگری در سریال‌های طنز شدند
.
یكی از هنرمندان و بازیگران توانمند در این نوع بازیگری خانم بهنوش بختیاری است . كسی كه در فیلم‌های مهمان مامان، فرمان، زمینی‌ها، معجزه‌ ازدواج و ... بارها هنر بازیگری خود را به نمایش گذاشته است
.
ولی با نقش فریبا در سریال جایزه بزرگ آخرین بازی خود را در سال 83 انجام داد
.
مصاحبه با بهنوش بختیاری را در پیش‌رو دارید :

در شروع از بیوگرافی شخصی‌تان بگویید ؟


متولد اردیبهشت 1354 و لیسانس مترجمی زبان فرانسه هستم . دورة تئاتر را از سال 75 خدمت خانم مهتاب نصیرپور گذرانده‌ام .
ج : بعد از دوره تئاتر مدرسة رسم و هنر در سریالی به نام هوای تازه ساخته آقای محمد رحمانی شروع به فعالیت كردم
.
خانواده‌تان در كار چه مقدار كمكتان كردند ؟
سخت‌گیری خانواده‌های ایرانی به علت پیش زمینه ذهنی منفی‌ای است كه از سینما دارند . پدر من بیشتر دوست داشت من پزشك شوم ، اول كمی سخت‌گیری داشتن ولی بعد كم‌كم قانع شدند
.
آیا تا به حال نقشی را ایفا كرده‌اید كه با خصوصیات اخلاقی‌تان نزدیك باشد ؟
بله ، اكثر نقش‌هایی رو كه بازی كردم به یك نحوی با خودم نزدیك بودن و من معتقدم كه بازیگر حتما چیزهایی كه لمس كرده باید بازی كند . بازیگری كه نقش را لمس نكرده باشد بیننده این رو می‌فهمد
.
برای نزدیك شدن به نقشی كه ایفا می‌كنید چه كارهایی انجام می‌دهید ؟
هر نقشی ابعاد به‌خصوص خود را دارد همان طور كه آدم‌ها كاراكترهای مختلفی دارند . من سعی می‌كنم آن نقطه‌ای كه روحیاتم به آن نزدیك است طبیعی‌تر بازی كنم ولی در بعضی از جاها هم هنر بازیگریست نه روحیات و شخصیت اجتماعی
.
در مورد ورود گسترده جوانان به عرصه بازیگران چه نظری دارید ؟
من فكر می‌كنم هر انسان هر علاقه‌ای كه دارد باید آن را به سمت آرمان‌هایش نزدیك كند ولی در این راه باید پشت كار ، استعداد و فاكتورهایی كه در نظر می‌گیرد واقع بینانه باشد نه اینكه هیچ معیاری در خود نبیند ولی صرفا به علت علاقه ، آن كار و یا هدف را دنبال كند . چون به یك اعتماد به نفسی كاذب برخورد می‌كند و اگر متوجه استعدادهای خود و تحمل سختی در این راه شد می‌تواند شروعی منطقی داشته باشد چون سینما به بازیگران جوان و استعدادهای تازه نیازمند است و من از دیدن چهره‌های جدید لذت می‌برم
.
به چه شیوه از بازیگری اعتقاد دارید و به آن عمل می‌كنید ؟
تمایل شخصی من بیشتر كارهای طنز است و اعتقاد دارم بازیگر برای كسب تجربه باید فضاهای مختلف هنری را امتحان كند .
پشت صحنه كار هم برای شما به جذابیت بازی جلوی دوربین است ؟
پشت صحنه ، جذابیت كار در هنر و سینما است . جلوی دوربین استرس خاصی به شخص وارد می‌شود ولی فضای پشت صحنه را خیلی دوست دارم مخصوصا اگر تیم و آدم‌های خوب و مناسبی در آن گروه مشغول به كار باشند
.
به چه چیزی علاقه‌مند هستید ؟
مطالعه كردن را خیلی دوست دارم . به نظر من راز زندگی خوب داشتن ، مطالعه درست داشتن است . به هر حال با نگاه كردن به زندگی آدم‌های مختلف و سرگذشت آنها شاید باعث شود كمی از خودخواهی، تكبر، عدم صداقت و غیره دست برداریم . خوب زندگی كردن خود یك هنر است . در ضمن یكی از علاقه‌های خاص من به حیوانات و مخصوصا سگ ، پنگوئن و مورچه است چون من واقعا حیوانات را دوست دارم و ناراحت می‌شوم كسی اذیتشون كند چون اعتقاد دارم آنها جهانی دارند كه ما نمی‌توانیم آن را درك كنیم ولی مطمئنا از یك جهاتی از ما انسان‌ها بالاترند
.
كدام نقطه از زندگی شخصی‌تان را خیلی دوست دارید ؟
هر كاری كه یك شخص در روز انجام می‌دهد باید سعی كند از لحظات آن لذت ببرد، چون ما محكوم به زندگی كردن هستیم . بعضی وقتی ها در موقعیت كاری و زندگی‌ای قرار گرفتم كه از خداوند خواسته‌ام به من قدرت و توانایی بدهد كه اطرانیانم را به اندازه جانورانی دوست داشتنی تحمل كنم . مهم این است كه انسان در هر نقطه ای كه قرار دارد لذت آن لحظه را ببرد چون در غیر این صورت بازنده آن لحظه به حساب می‌آید چون لحظاتی برای آدم باقی می‌ماند كه انسان در یك خلصه از لحاظ عدم شادابی و لذت بردن از روزها و ساعت‌ زندگی فرو می‌رود . موقعی كه مشغول به كاری هستم سعی می‌كنم با آرامشی كه به اطرافیانم می‌دم اون كار برایم لذت بخش بشود ، وقتی پیش خانواده‌ام هستم بیشترین لذت را می‌برم . البته در سه‌، چهار سال پیش به این صورت نبود . اگر در كنار خانواده بودم فكر می‌كردم از قافله عقبم و دوست داشتم در محیط كارم باشم . زمانی كه شب‌ها مطالعه می‌كنم فضای اتاقم را خیلی دوست دارم . زمانی كه نیایش می‌كنم چون به صورت خاص خودم با خداوند مشغول راز و نیاز می‌شوم ، اشك می‌ریزم و گریه می‌كنم. اگر هم حیوانی باشد باهاش حرف می‌زنم . چند تا دوست صمیمی هم دارم كه اغلب زمانم رو با آنها پرمی‌كنم
.
آیا حرفی یا صحبتی دارید كه به عنوان یك شهروند ساده و نه به عنوان یك بازیگر بخواهید بگویید ؟
به نظر من اصلاً مهم نیست كه من چه رنگی دوست دارم و یا از چه چیزی خوشم می‌آید البته این سوال‌ها به صورت كلیشه‌ای تبدیل شده و همه دوست دارند اطلاعاتی راجع به بازیگر مورد علاقه‌شان داشته باشند . ولی چیزی كه من‌را به عنوان فردی كه در این رشته هنری فعالیت می‌كنم زجر می‌دهد ناراحتی كه مردم از مسائلی مثل ازدواج و یا كمبودهای اقتصادی است . مساله‌ای كه من تو این چند سال به شدت دیدم .
افراد در جامعه ما به دو دسته تقسیم می‌شوند ، عده‌ای كه كاملا مرفه هستند و عده‌ای كه با سیلی صورت خود را سرخ می كنند و آبروداری هم قسمتی از خصوصیات ایرانی است كه ظاهری درست داشته باشند
.
یكی از دلایلی كه من به اینجا كشیده شدم همین اسم روزنامه شما بود كه ربطی به گردشگری داشت
.
من به عنوان فردی كوچك در جامعه می‌خواهم گله بكنم ، نمی‌دونم از چی و از كی ولی آدم باید در زندگی فرصتی برای مكاشفه و مراقبه، اختراع و اكتشاف ، مطالعه كتاب و ستون جدید داشته باشد تا بتوانیم به فكر پیشرفت در دنیا باشیم ولی آنقدر فكر جوانان ما از مسائل اقتصادی خسته شده كه هیچ اطمینانی از روز بعد خود ندارند .

من اسم خود را در مقابل كسانی كه دیدم هنرمند نمی‌گذارم مثل :

قالی‌باف‌ها ، خطاط‌ها ، نویسندگان و مادرانی كه به سختی زندگانی را سرمی‌كنند آنها هنرمندان واقعی هستند .من شخصا نه یكی بلكه 100 تا نفر را می‌بینم كه به سختی زندگی می‌كنند و این مسائل به قدری به فكرشان فشار می‌آورد كه اصلا وقت این را ندارند كه علوم جدید رو تجربه كنند یا دركاری كه هستند سعی می‌كنند كه سطح كارشان را بهتر كنند و به ارتقای سطح كیفی آن بی‌‌اندیشند .
به خاطر همین ما در سطح متوسط و پایین باقی مانده‌ایم. زندگی نباید به این‌گونه بگذرد چون ما از زندگی سهمی داریم و باید از زندگیمان لذت ببریم
.
وقتی من رنگ اطرافیانم رو می‌بینم واقعا غمگین می‌شوم و به‌خاطر همین این لذت و شادی در زندگی نمی‌تواند دائمی باشد
.
حالا من اسم خود را در مقابل كسانی كه دیدم هنرمند نمی‌گذارم مثل : قالی‌باف‌ها ، خطاط‌ها ، نویسندگان و مادرانی كه به سختی زندگانی را سرمی‌كنند آنها هنرمندان واقعی هستند
.
انسان‌هایی كه با شرافت می‌خواهند آبروی خود و خانواده‌شان را حفظ كنند ولی در حالی كه نمی‌خواهند اصول اخلاقیشان را زیرپا بگذارند
.
كسانی كه خوب زندگی می‌كنند و در هر شرایطی به مسائل انسانی ارزش قائلند ، مردان واقعی اینها هستند . به شیوه خود زندگی كردن جسارت و مردانگی می‌خواهد . وقتی من اطرافیانم را در ناراحتی می‌بینم به عنوان یك جوان به ذهنم فشار می‌آید و در لحظه‌هایی كه شاد هستم ، پولی دارم و می‌خواهم برای خود وسیله‌ای خریداری كنم احساس گناه دارم و به خود می‌گویم چه آدم‌هایی هستند كه به نان شب محتاجند و من به فرض برای خود یك لباس می‌خرم
.
در صورتی كه به عنوان یك جوان خوش بودن و خوب گشتن حق من است . ولی به علت دید كوتاه و مقطعی جوانان ما تمامی آرمان‌های آنها به ماشین و موبایل تبدیل شده است . آرزو دارم روزی برسد كه خنده مردم عمیق باشد و فقط در حد یك سریال 45 دقیقه طنز كوتاه نباشد و رفاه و امكانات برای آنها خنده دائمی بیاره نه اینكه برای فرار از آشفتگی‌های فكری و كاری متوسل به سریال‌های طنز بشوند . به عنوان یك فردی كه تصویرم از رسانه‌های گروهی پخش شده است ، از چی و از كی خوشم می‌آید هیچ اهمیتی در این جهان هستی ندارد چیزی كه مهم است ، انسان ها درد كمتری بكشند
.
من واقعا عاشق این مردم هستم و به آنها عشق می‌ورزم . ما اگر كاری انجام می‌دهیم و نقشی را ایفا می‌كنیم و كسی ما رو می‌شناسد بخاطر این مردم است اگر مردم نباشند ما كی هستیم
.
در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید ؟
عشق یك حادثه است . عشق یك اتفاق بزرگ و عظیم است . دوست داشتن و عشق به هر كس مادر و پدر و دوستان . عشق است كه زندگی را گرما می‌دهد عشق پل جهان مرئی ما با جهان نامرئی ماست . عشق و دوست داشتن بزرگ‌ترین هدیه الهی است كه باعث آرامش روح می‌شود .

عشق



نوشته شده در شنبه 10 دی 1384 و ساعت 05:12 ق.ظ توسط : امیر (نرم افزار)

 
نظر ها () || [لینك مطلب]

 

لینکهای جالب

 

آخرین مطالب ارسالی

 

sms boomber
هیزم شکن
این به دردت میخوره
چرا مردا زودتر میمیرن ؟
توی جهنم می‌بینمتون
خود کشی
منطق
نظر فراموش نشه !!! مرسی
حموم رفتن آقایون با خانوما چه فرقی داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کوچه
rooz
یه شعر از پشت کامیون
برووووووووووووو خودتی
حیف واژه ی خیانت
آخه تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟


جست و جو

 

نظر سنجی

 
نظرت در مورده وبلاگ چیه جیگر؟








آمار وبلاگ

  امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : 0.125 ثانیه افراد آنلاین

صفحات سایت

 


پشتیبانی

  Hosted By Mihanblog
Designed By CruelBoys

www.Cruel-Boys.Com - The Professional Website For Download All Programme And Music
هر گونه کپی برداری از مطالب وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز میباشد